قصه گوجینو؛ زنان احیاگر قنات

نام گوجینو را اولین بار از زبان خاله ام شنیدم. درباره حصیربافی زن ها در سایه صفه های نارنج قلعه در تابستان حرف می زدیم که خاله زهرا گفت به ورکردن (شروع به بافتن) حصیر گوجینو می گویند. یعنی به همان اولین بافته های حصیری که متناسب با هدفمان می توانیم حصیر (زیرانداز)، بادبزن، سبد و هر وسیله دیگری را ببافیم. همه چیز از گوجینو شروع می شود.
خداوند خاله زهرا را رحمت کند. گذشت تا اینکه تشکل گوجینو را با خانم زهرا مهدی آبادی تکابی شناختم. چند سال قبل به نمایشگاه عرضه محصولات آنها رفتم. زهرا در کنار چند خانم دیگر پته های متنوع را در معرض فروش گذاشته بودند تا بخشی از درآمدشان را صرف احیای قنات های روستاهای تکاب بکنند.
هسته اولیه آنها در روستای شفیع آباد در بخش شهداد تشکیل شد زمانی که خانم نینا امین زاده گوهرریزی کارشناس ارشد برنامه ریزی گردشگری برای تسهیلگری و توانمند سازی جامعه محلی به دهستان تکاب آمد. کارش را در روستای شفیع آباد متمرکز کرد. سازمان عمران کرمان هم حامی او شد.


پیش از این در تکاب، پروژه ترسیب کربن شروع شد. محمد جهانشاهی معاون وقت میراث فرهنگی استان دهه سوم شهریور زیر توئیتی که برای گوجینو زدم اینگونه نوشت: ” یکی از موفق ترین تجربه های توانمندسازی و تسهیلگری در جامعه محلی سال ۱۳۹۰ پروژه ترسیب کربن با همکاری تسهیلات جهانی محیط زیست gef در تکاب فعال بود.. جرقه ای شد تا حرکتی جداگانه و متفاوت انجام بدیم. با نینا امین زاده به شفیع آباد رفتیم با نماینده خارجی پروژه گفتگو کردیم و این شروع یک قصه شد. قصه گوجینو”.
طبق صحبت های خانم مژده کلانترزاده مدیر اجرایی پروژه بین المللی ترسیب کربن شهداد که در سایت آپارات و از یک نشست مجازی در دسترس است این پروژه پس از امضای تفاهم‌نامه همکاری مشترک بین دفتر عمران سازمان ملل، سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور و استانداری کرمان در سطح ۱۳۸ هزار هکتار در ۳۴ روستای هدف در دهستان های تکاب، سیرچ و اندوهجرد از نیمه دوم سال ۹۱ وارد فاز اجرا شد.
ماهیت اجرای این پروژه زیست‌محیطی برای کاهش و کنترل آلودگی‌های ناشی از افزایش co2جو با ترسیب کربن یا به عبارتی رسوب کربن در خاک و اندام‌های گیاهی است، افزود: این کار از طریق آگاه‌سازی، توانمندسازی و مشارکت جوامع محلی در امر حفظ، احیا، توسعه و بهره‌برداری از عرصه‌های منابع طبیعی و همکاری و همراهی روستاییان در راستای اجرای توسعه پایدار روستایی صورت می‌گیرد.
منطقه شهداد به لحاظ اقلیمی یکی از خشک‌ترین نقاط ایران و جز اقلیم فراخشک محسوب می‌شود و دارای طول دوره خشکی ۳۶۰ روز است که باعث تبخیر زیاد و تجمیع نمک در سطح خاک می‌شود و با توجه به شرایط اقلیمی فراخشک در دشت، شرایط خشک سرد در مناطق کوهستانی و نبود استقرار پوشش گیاهی این منطقه به شدت تحت تأثیر بارش‌های رگباری و فرسایش آبی است. نتایج پژوهش فهیمه نژاد در بخش شهداد در قالب پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه تربیت مدرس حاکی از آن است بین سرمایه اجتماعی مردم محلی تحت پوشش پروژه (ترسیب کربن در بخش شهداد)در قبل و بعد از اجرای طرح اختلاف معنی دار وجود دارد و پروژه ترسیب کربن بر سرمایه اجتماعی مردم محلی که شرط لازم برای توسعه اجتماعی محسوب می شود تاثیر مثبت داشته است.
به شفیع آباد می رویم جایی که با گوجینو بیشتر معروف شد و بر سرراه شهداد به خراسان در دهستان تکاب واقع است. تکاب از حدود ۴۰ روستا و آبادی تشکیل شده و در امتداد شمالی – جنوبی همجوار با لوت قرار دارد. شفیع آباد در بخش شمالی تکاب دو کاروانسرا و قلعه دارد. یکی از قلعه ها تا دهه شصت قابل سکونت بود و با زلزله مرداد سال ۶۰ از سکنه خالی شد. این را هم بگویم که چند سالی قبل از این پاسگاه ژاندارمری هم در این قلعه – کاروانسرا مستقر بود. قلعه داشت متروکه و مخروبه می شد که اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ بازسازی اش شروع شد. کمپ گردشگری لوت هم در ۱۰کیلومتری آن ایجاد شد. جایی که تکابی ها به آن “ده مرعشی” می گویند. قرار بود همایش دانش آموزی گفتگوی تمدن ها هم در قلعه برگزار شود که به دلایل مختلف در کرمان برگزار شد.
پای گردشگران کم کم به لوت و شهداد و تکاب باز شد. روستاهای تکاب با طبیعت و قلعه های زیبایشان پذیرای مسافران شدند. شفیع آباد اما بیش از بقیه مقصد توریست ها شد. همان جایی که با تلاش خانم امین زاده و کلاس های آموزشی و مشارکت زنان روستاهای تکاب، گوجینو متولد شد.
زهرا تکابی از فریبا رادی، اسما شایگان، زهرا ولی آبادی، سمیه ابراهیمی فرد، نجمه راز و فاطمه رادی به عنوان هسته نخستین گوجینو نام می برد که خودش بعدا به آنها پیوسته است. فریبا رادی هم این گفته را تایید می کند.

فریبا رادی، زهرا تکابی و تعدادی دیگر از تسهیلگران همکاری کننده خانه به خانه رفتند و دیگران را به گوجینو دعوت کردند. حرف زدند از اهدافشان گفتند از اینکه می خواهند توانمند شوند، روی پای خودشان بایستند و با فروش محصولات هنری و بومی قنات های روستاها را احیا کنند. کاری که مردانه می نمود اما زنان جوان و خانه دار در آن پای گذاشته بودند. به تدریج مقاومت ها شکست، همراهی بیشتر و بیشتر شد. روز به روز، ماه به ماه و سال به سال تعدا اعضای گوجینو افزایش یافت. مردها حامی آنها شدند. همه دست به دست هم دادند و آوازه شان از دیوارهای قلعه شفیع آباد گذشت از روی بادگیر خانه صادقیهای شهداد رد شد از دروازه های کرمان عبور کرد دور میدان آزادی تهران و برج میلاد چرخی زد مسافر مرزها شد. مستند زنان آفتاب که خودشان با هم و با راهنماییموسسه توسعه پایدار و محیط زیست (سنستا) ساخته بودند راهی جشنواره “هات داکس” شد و در چندین کشور به نمایش در آمد. فیلم توانست جایزه بین المللی جشنواره پسالونیچی یونان را هم بگیرد خبر که به روستا رسید. قنات ها لبخند زدند. روستاییان داماد را بسان سنت کهن خویش به قنات بردند تنی به آب زد. دایره و تنبک نواختند، دست زدند و آواز خواندند هدیه دادند و به خانه عروس رفتند.
برای برخی صدای آواز و نی “نبات و سلیمان” زنده شد. پیرزنی که سالهای آخر عمرش نابینا شده بود. آخرین بار که با او حرف زدم اواخر دهه ۷۰ بود. دلش گرفته بود از اینکه حالا که پیرشده او را به عروسی ها نمی برند تا شعر بخواند، سلیمان نی بزند و مهمان ها پایکوبی کنند. نبات اهل روستای ولی آباد بود. حالا نامش به همراه نی سلیمان به همت استاد سید فوادالدین توحیدی در موزه ساز کرمان در باغ هرندی برای همیشه زنده است.
گوجینویی ها خوب می دانند اگر قنات کم آب و خشک شود. روستاهای همسایه لوت هم زیرشن ها دفن می شوند. اما تصمیم آنها برای لایروبی قنات ها با مشارکت و تلاش دسته جمعی زندگی را به روستاها برگرداند.
گوجینو حالا تقریبا روی پای خودش ایستاده است. در کاروانسرای شفیع آباد غرفه دارد به نمایشگاه های مختلف می رود و در رسانه های اجتماعی به خصوص اینستاگرام صفحه دارد.
آنطور که زهرا تکابی می گوید: بیشتر مشتری های گوجینو دوستدار محیط ‌زیست هستند. برایشان اهمیت دارد زنانی در روستاهای کویری دست آفریده های زیبا را می بافند تا هم روستا سرپا بماند و از سکنه خالی نشود و هم قنات ها حفظ شوند.
زنان دیگری به آنها پیوسته اند. موفق شدند در سفر رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور در بازدیدهای ثبت جهانی بیابان لوت، حمایت این سازمان و مردم محلی را برای مرمت حمام قدیمی روستای شفیع آباد کسب کنند و نمایشگاه دائمی در آن برپا نمایند.
فریبا رادی از اعضای هسته اولیه گوجینو می گوید: بعد از تشکیل گروه، برای خودمان صندوقی تشکیل دادیم و هر عضو ۲۰ هزار تومان حق عضویت پرداخت کرد. خانم امین‌زاده نیز مبلغی به صندوق کمک کرد. سپس با این مبلغ، مواد اولیه و نخ خریدیم و شروع به کار کردیم. از طرفی حصیرهایی را که مادرهایمان تولید کرده بودند، در کنار محصولاتمان فروختیم. هدف ما حذف واسطه‌ها و توانمند کردن زنان روستا بود تا سود واقعی را تولیدکننده دریافت کند.
خانم رادی ادامه داد: حدود یک‌ و نیم سال به همین روش کار کردیم و محصولاتمان را در اقامتگاه‌های بومی روستا به گردشگرها می‌فروختیم چند بار هم در نمایشگاه‌ها شرکت کردیم. سپس وسایلمان را در محوطه کاروانسرای شفیع‌آباد گذاشتیم. در این مدت فقط کار کردیم و سودی برای خودمان دریافت نکردیم و فقط وسایل لازم برای کارمان را خریدیم. هنگامی که دیگر زنان روستا موفقیت ما را دیدند، کم‌کم به جمع ما پیوستند و تعداد اعضای گروه به بیش از ۴۰ نفر رسید. الان ۱۵ درصد از دریافتی حاصل از فروش محصولاتمان، صرف خرید مواد اولیه و حساب جاری می‌شود و ۱۵ درصد را هم برای احیای قنات‌ در روستاها هزینه می‌کنیم تا مزایا و نتایج حاصل از این کار دوباره به خود گروه بازگردد.

فریبا که از هنرمندان منطقه است اظهار داشت: زندگی روستایی‌ها به قنات وابسته است. بنابراین همه‌ اعضای گروه تصمیم گرفتند، برای احیای آنها و کمک به خودمان ۱۵ درصد از هزینه فروش محصولاتمان را به این کار اختصاص دهیم.
به گفته فریبا رادی علاوه بر صنایع دستی، محصولاتی از قبیل سیر، پودر سیر، قهوه خرما، گل خشت، سدر و حنا را نیز عرضه می کنند.
کا ر ارزشمند دیگر گوجینوئی ها حفاظت از منطقه تل گز یا جنگل نبکا(گزهای بیابانی) است که با مشارکت زنان انجام می شود. این منطقه به ثبت ملی رسیده است.
خانم رادی به برداشت شیره گزها و شکستن شاخه های گز توسط برخی افراد اشاره کرد و گفت: برای جلوگیری از این اتفاق برای کسانیکه شیره گز برداشت می کردند بویژه خانم ها از اهمیت گزها در تثبیت شن های روان، تپه های شن و نقش آنها در زندگی خودمان گفتیم.
واسطه ها شیره گز را خیلی ارزان می خریدند از خانم ها خواستیم شیره های گز را با روش صحیح و بدون آسیب رساندن به شاخه درختان گز برداشت کنند در عوض با قیمت خیلی خوبی و چندین برابر پولی که واسطه ها می دادند از آنها خریداری کردیم. برای مثال مبلغی که برای ۲۵۰ گرم شیره گز پرداخت می کنیم معادل پولی است که واسطه ها برای ۵ کیلو شیره گز به محلی ها می دادند. اما هم اکنون اهالی هم از تل های گز حفاظت می کنند هم با وقت کمتر، محصول را باروش صحیح برداشت و سود بیشتری دریافت می کنند.
رادی گفت: از محل سودمان موتور برق و بالابر برای لایروبی قنات هاخریدیم و به احیا و لایروبی قنات های زیاتگاه، یادگار ، مهدی آباد، کریم آباد، شوراباد و شفیع آباد کمک کرده ایم.
فریبا رادی با بیان اینکه الان فروشمان محدود به صفحه اینستاگرامی و منطقه هست افزود: درخواست داریم امکان شرکت ما در نمایشگاه های بین المللی فراهم شود. مورد حمایت قرار بگیریم. زمان و مکان نمایشگاه های داخلی و بین المللی را به موقع اطلاع رسانی کنند. زمینه همکاری و ارتباط مان با بازارهای بزرگ مواد غذایی ارگانیک و صنایع دستی برقرار شود.
فریبا رادی این را هم گفت که در حال حاضر هفت تسهیلگر محلی در قالب گوجینو به روستاهای مختلف می روند، آموزش ها را خانه به خانه و فرد به فرد ارائه می کنند و خانواده گوجینور را توسعه می بخشند.

از نکات جالب اینکه در روستاهای شهداد عروسک های محلی می سازند. تعدادی از زنان برای گوجینو عروسک های محلی درست می کنند که به آنها “لوپتو” می گویند.
خانم شهربانو ابراهیم آبادی که کارش را با گوجینو شروع کرده و بعدا مستقل شده است عروسکی بنام “گل گلیمو” درست می کند. عروسکی که به گفته او سالهای سال در روستاهای تکاب با کودکی دختربچه ها پیوند خورده است. شهربانو که زنی میانسال است در ورودی قلعه شفیع آباد عروسک های مختلف و پته هایش را عرضه می کند. اصرار دارد که او را با فامیل خودش و نه همسرش صدابزنند. چون برخی به او خانم مهدی آبادی می گویند- خانم ابراهیم آبادی درخواست می کند برای بازاریابی و فروش عروسک هایش از راه حذف واسطه ها به او کمک کنند. او اهل ذوق و هنر است حتی با نخ گلیم، عروسک کرپو kerpoo(مارمولک) هم درست کرده است. عروسک مادربزرگ از دیگر ساخته های اوست که پارسال یکی از مهدهای کرمان برای جشن شب یلدا کلی به او سفارش داده است.
گفتگو را با خانم زهرا مهدی آبادی که دوست دارد به او زهرا تکابی بگویند ادامه می دهیم. خانم تکابی می گوید: ابتدای شکل گیری گوجینو مردها تمایلی به کار مشارکتی و گروهی نداشتند. خانم ها ماندند و کم کم مردها هم حمایت کردند.
زهرا با انرژی و صدایی رسا از قصه شکل گیری گوجینو می گوید: “مردها اول اجازه نمی دادند. الان خدارا شکر کمک می کنند. فضای همکاری و گفتگو باز شده است. قبلا جرات نداشتیم برویم داخل قلعه، الان احساس می کنیم مال خودمان است. خانه مان هست.”
او از سختی ها و موفقیت های مسیر گوجینو گفت: روی توانمندی ها و داشته هایمان تمرکز کردیم. صنایع دستی راترویج دادیم. کارگاه های آموزشی برگزار شد. پته دوزی رونق گرفت. قلعه داشتیم. گردشگرها به قلعه می آمدند. ارتباط می گرفتیم. روزهای اول با آنها عکس می گرفتیم. گردشگران به بچه ها خوراکی می دادند صحبت می کردند. قبل از این به داشته هایمان چندان به عنوان منبع درآمد نگاه نمی کردیم. دلگرمی نداشتیم.
“کم کم رویمان شد. در قلعه پته هایمان را در معرض دید گذاشتیم و هر پته ای که خریداری شد گرچه سود اندکی داشتیم اما انرژی و انگیزه گرفتیم. و وسایل مورد نیاز را خریدیم.”

قشنگی پروژه به پایداری آن بود و هست. خانم امین زاده طوری با ما کار کرد که خودمان بتوانیم ادامه بدهیم.
خانم امین زاده هنوز با اعضای گوجینو ارتباط دارد. جانمان به هم وابسته است و دوستمان دارد.
گوجینو زنان روستاها را به هم وصل کرد، پیوند داد. گره ها باز شد. از زنانی از شفیع آباد، مهدی آباد، ولی آباد، ده سیف و زیارتگاه کمک گرفتیم. بعدا سالارآبادی ها و حجت آبادیها هم آمدند. درهای گوجینور به روی همه باز است و خوشحال می شویم در کنار هم باشیم. بازخورد کارهای ما باعث همراهی بقیه شد.
الان مثل بافته های گوجینو به هم وصلیم نمی توانیم از هم جدا شویم.
زهرا که با حرارت و گرمی سخن می گوید و انرژی خاصی در کلامش موج می زند افزود: قنات زیارتگاه خشک شد. با کسانی که سهم آب داشتند جلسه گذاشتیم و صحبت کردیم. از درامد گوجینو برای احیا قنات کمک شد. اما داستان خشک شدن قنات ها ادامه دارد و باید کمک و تلاش بیشتری شود و قطعا به کمک های کلان بخش دولتی هم نیاز است.

خانم تکابی که خانه دار است به مشکلات زنان خانه دار در روستاها اشاره می کند و معتقد است کار برای زنان خانه دار در روستاها سخت تر است. او بارها در این گفتگو به چالش های حضور زنان برای کارمشارکتی و شکستن فضای محدود در روستاها اشاره کرد و از اینکه توانسته اند با زنانی که حالا به ۱۵۰ نفر رسیده اند و مستقیم و غیرمستیم با گوجینو ارتباط دارند فضای کار تیمی و مشارکتی را در روستاهای تکاب ایجاد کنند احساس پیروزی و افتخار می کنند.
زهرا از اینکه برخی زنان به حدی از توانایی رسیده اند که کسب و کارشان را توسعه داده اند هم خوشحال است. او قلعه شفیع آباد را خانه خودشان می داند. خانه ای اجدادی که حالا با بقیه خانم ها در اتاق های ورودی، پته ها و حصیرها را پهن و گردشگران از آنها خرید می کنند. پته هایی که از شفیع آباد به جای جای ایران و جهان می روند.
زهرا تکابی می گوید: علاوه بر فروش مستقیم و حضوری از طریق فضای مجازی هم پته می فروشند. افرادی هم از آنها پته می خرند و به خارج از کشور صادر می کنند. برخی فروشگا ها درکرمان، تهران، کرج و شمال و… به صورت امانی نیز صنایع دستی آنها را عرضه می کنند.
او خواستار تقویت تشکل برای برندسازی و امکان صادرات شد و برگزاری کلاس های آموزشی در این خصوص را ضروری می داند.
به گفته او حذف بسیاری از واسطه ها از نتایج دیگر فعالیت گوجینو است و بومگردیها نیز به عرضه صنایع دستی روآورده اند.
زهرا تکابی حضور اجتماعی زنان، ارتقا جایگاه زن، استقلال مالی و ایفای نقش های موثر در زندگی مردم و توسعه روستاها را از ثمرات گوجینو می داند و می گوید: وقتی طرح و ایده داریم، صنایع دستی داریم، در کنار قانون و مقررات کشورم و حفظ سنت ها ادامه می دهیم.
برقراری بیمه صنایع دستی اعضای گوجینو خواسته جدی او و بقیه از سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است.
زهرا چند باری خواست از برخی بی مهری ها هم بگوید ولی ترجیح داد ادامه ندهد و تنها به این جمله بسنده کرد که هوایشان را داشته باشند. هم مسئولان محلی و هم استانی.
زهرا تکابی دخترهای تکاب را هنرمند می داند و می گوید: به دنیا نیامده هنرمندیم. اینجا مادرها پته دوزی را از همان کودکی به دخترها یاد می دهند همه دخترها بلدند پته بدوزند. بیمه صنایع دستی زنان تکاب را جدی بگیرید.
زنان به قلعه بازگشته اند. درستتر این است بنویسیم زنان هنرمند و توانمند تکاب دوباره به قلعه بازگشته اند. بعد از چند دهه و چند سده، حالا نیاز نیست درهای قلعه شفیع آباد و قلعه های دیگر تکاب – که نقش امنیتی حفاظتی داشتند – بسته بماند و کسی در برج هایش نگهبانی دهد.
زنها اتاق ها و در و دیوار قلعه شفیع آباد را با پته های خوش نقش و رنگ، حصیربافته های زیبا و عروسک های قشنگ آذین بسته اند. صدای قنات از میانه قلعه به گوش می رسد. آب شادمانه به سمت درخت های خرما و پرتقال و مزارع سبزیجات می رود. دخترکان مو حنایی و پسرک های موفرفری تکاب از پله ها بالا و پایین می روند و شعر می خوانند. گردشگران می آیند و می روند یکی با پته، یکی با شیره گز و دیگری بادبزن با خود می برد.
گردشگری می پرسد: گوجینو یعنی چه؟ زهرا پاسخ می دهد: به ورکردن (شروع به بافتن) حصیر گوجینو می گویند. همه چیز از گوجینو شروع می شود.
ما زنان تشکل محلی گوجینو برای احیا قنات هایمان، می دوزیم، می بافیم، می سازیم، می کاریم و حفاظت می کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید